آخرین اخبار

  • لاریجانی و روحانی خود را بالاتر از قانون می‌دانند/ ارسال لوایح FATF به مجمع غیرقانونی است
  • القای ناکارآمدی اقتصادی حربه جدید نفوذی‌ها
  • ترکمنستان و ممانعت فساد اداری موجود از توسعه سرمایه‌گذاری غرب در این کشور
  • قرجه طیار به دلیل بی‌توجهی و بی‌احترامی به جایگاه نماینده مجلس، شورای اداری استان را ترک کرد+عکس
  • ضرر ۱۷ میلیارد دلاری ایران

تاریخ : امروز جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷

,ترکمن نیوز,ترکمن,ترکمن صحرا,اخبار,خبر,اخبار ترکمن,خبر ترکمن,اخبار ترکمن صحرا,پایگاه اصلاع رسانی,پایگاه اطلاع رسانی اخبار ترکمن,گلستان,استان گلستان,گنبد,گنبد کاووس,تورکمن,تورکمن نیوز,اخبار تورکمن,تلگرام,کانال خبر گنبد کاووس,کانال خبر ترکمن,کانال خبر ترکمن صحرا,

,ترکمن نیوز,ترکمن,ترکمن صحرا,اخبار,خبر,اخبار ترکمن,خبر ترکمن,اخبار ترکمن صحرا,پایگاه اصلاع رسانی,پایگاه اطلاع رسانی اخبار ترکمن,گلستان,استان گلستان,گنبد,گنبد کاووس,تورکمن,تورکمن نیوز,اخبار تورکمن,تلگرام,کانال خبر گنبد کاووس,کانال خبر ترکمن,کانال خبر ترکمن صحرا,

,ترکمن نیوز,ترکمن,ترکمن صحرا,اخبار,خبر,اخبار ترکمن,خبر ترکمن,اخبار ترکمن صحرا,پایگاه اصلاع رسانی,پایگاه اطلاع رسانی اخبار ترکمن,گلستان,استان گلستان,گنبد,گنبد کاووس,تورکمن,تورکمن نیوز,اخبار تورکمن,تلگرام,کانال خبر گنبد کاووس,کانال خبر ترکمن,کانال خبر ترکمن صحرا,

,ترکمن نیوز,ترکمن,ترکمن صحرا,اخبار,خبر,اخبار ترکمن,خبر ترکمن,اخبار ترکمن صحرا,پایگاه اصلاع رسانی,پایگاه اطلاع رسانی اخبار ترکمن,گلستان,استان گلستان,گنبد,گنبد کاووس,تورکمن,تورکمن نیوز,اخبار تورکمن,تلگرام,کانال خبر گنبد کاووس,کانال خبر ترکمن,کانال خبر ترکمن صحرا,

,ترکمن نیوز,ترکمن,ترکمن صحرا,اخبار,خبر,اخبار ترکمن,خبر ترکمن,اخبار ترکمن صحرا,پایگاه اصلاع رسانی,پایگاه اطلاع رسانی اخبار ترکمن,گلستان,استان گلستان,گنبد,گنبد کاووس,تورکمن,تورکمن نیوز,اخبار تورکمن,تلگرام,کانال خبر گنبد کاووس,کانال خبر ترکمن,کانال خبر ترکمن صحرا,

ایران و داستان پیچیده خزر

کد خبر: 15262
تاریخ : ۱۴ آذر ۱۳۹۷
ساعت : ۱۶:۰۵
چاپ خبر
ارسال به دوستان:
تغییر سایز فونت

ایران و داستان پیچیده خزرایران-ایتنانیوز-  چشم انداز ژئوپليتيکي و محيط زيستي خزر، بزرگ ترين درياچۀ بستۀ جهان، با حدود ۸۰۰ گونه موجود زنده موضوعي بس پيچيده و حياتي است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ترکمن های ایران،  محيط اطراف اين درياچه از تنوع قومي و جمعيت شناختي گسترده برخوردار است. پس از فروپاشي اتحاد شوروي در ۱۹۹۱، مناطق ساحلي درياي خزر در آسياي مرکزي و قفقاز اهميت فوق العاده اي پيدا کردند. هر پنج کشور ساحلي درياي خزر از منابع هيدروکربوري به مقدار زياد برخوردارند. دلارهاي ناشي از فروش نفت و گاز موجب تقويت اقتدارگرايي در سياست داخلي و تشکيل شبکه هاي حامي حکومت در کشورهاي آذربايجان، قزاقستان، و ترکمنستان شد. پول هاي بادآوردۀ نفت، همچنين، وضعيت جديد بين المللي براي کشورهاي حاشيۀ خزر درست کرده است. از يک طرف، پس از فروپاشي شوروي و حادثۀ برج هاي دوقلوي نيويورک، همسايگي خزر با افغانستان، عراق و سوريه، اهميت تازه اي به کشورهاي حاشيۀ خزر داده، روابط آن ها را با غرب در چارچوب جنگ عليه تروريسم توسعه داده و به پيمان هاي نظامي ميان آنها و آمريکا منجر شده است. از طرف ديگر، يورش شرکت هاي بزرگ چندمليتي نفت از ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۰ و هياهوي بسيار براي يک خليج فارس ديگر به تدريج به افسردگي و دلزدگي منجر شد. آيا برآمدن ولاديمير پوتين دست آنان را از صنايع انرژي روسيه و کشورهاي خارج نزديک قطع کرد؟ آيا دستگاه رانتي بوروکراسي در کشورهاي حاشيۀ خزر اين گونه شرکت ها را به پرداخت هاي غيرمتعارف مجبور کرد؟ آيا انتقادات فراوان در سطح جهاني عليه پيامدهاي ناشي از استخراج نفت و گاز در درياي خزر و حجم عظيم گوگرد و عدم توفيق در رسيدن به اهداف اوليه مانند آنچه در حوزۀ نفتي «کاشغان» در آب هاي قزاقستان اتفاق افتاده است، باعث دلسردي شرکت هاي بزرگ شد؟ آيا اختلافات ايران و آذربايجان و ترکمنستان در خزر جنوبي باعث کمتر شدن علاقۀ شرکت هاي نفتي به حضور در اين منطقه است؟ هر چه هست، منابع هيدروکربوري درياي خزر، در عين استخراج و صدور، از آنچه ادعا مي شد، کمتر است و هزينۀ آن بيشتر از حد تصور. به رغم وجود بازارهاي جذاب براي نفت و گاز در يک دهۀ آينده، توسعۀ حوزۀ خزر بستگي به قيمت نفت دارد. فراز و فرود قيمت نفت براي برنامه ريزي اقتصادي کشورها ضرر دارد. از طرف ديگر، تصميم گيران در اين کشورها عموماً به منافع کوتاه مدت و سهل الوصل فکر مي کنند و از برنامه ريزي آينده نگرانه عاجزند؛ بنابراين، با بدبيني تمام، آيندۀ خوبي را براي خزر، از لحاظ مديريت محيط زيست، تصور نمي کنم.

تمام کشورهاي حاشيه خزر ناچار به همکاري با يکديگرند. از گذشته هاي دور که استفاده از اين دريا به صيد ماهي و حمل و نقل چوب و کالاهاي ديگر مي گذشت، حاشيه نشينان اين درياچه ضوابط و روابط خود را براي استفاده از اين دريا تعيين کرده بودند. شکست ايرانيان در جنگ هاي ايران و روس منتهي به سال هاي ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸، حاکميت در درياي خزر را يکسره به دست روس ها سپرد. اما انقلاب بلشويکي ۱۹۱۷ و امضاي عهدنامه مودت ۱۹۲۱ بين ايران و جمهوري شوروي سوسياليستي روسيه نظام حقوقي اين دريا را به سمت مشارکت سوق داد و با موافقت نامه بحرپيمايي و تجارت ۱۹۴۰ کاملاً استفاده از اين درياچه با روش مشاع و کاندومينيوم ممکن شد. پس از انقلاب اسلامي، ايران از حقوق خود در درياي خزر بيشتر استفاده و، علاوه بر کشتي هاي تجاري، کشتي نظامي خود را نيز به آب هاي درياي خزر روانه کرد. در ۱۹۹۱ اتحاد شوروي از هم پاشيد و پنج کشور در حاشيۀ درياي خزر شکل گرفتند. از ابتدا، قرار بود که کشورها با همکاري يکديگر از منافع اين درياچه بهره برداري کنند. حملۀ ارامنه به قره باغ عليا در جمهوري آذربايجان، مقامات باکو را به استفادۀ سريع تر از امتيازات اين درياچه تحريض کرد.

مروري بر پيشينۀ اجلاس و برنامۀ کنوني

اولين جلسۀ گروه کاري کشورهاي حاشيه خزر در ۱۹۹۶ در آلماتي قزاقستان تشکيل شد. من به عنوان نماينده ايران در آن جلسه شرکت کردم. حالا، پس از گذشت ۲۲ سال و ۵۱ دوره از جلسات گروه کاري، که عمدتاً معاونان وزراي خارجۀ کشورها هستند، قرار است که اجلاس سران کشورهاي حاشيۀ درياي خزر در ۱۲ اگوست ۲۰۱۸ (۲۱ مرداد ۱۳۹۷)، در شهر بندري آکتائو، در کنارۀ درياي خزر تشکيل شود، تا متني که گروه کاري و وزراي خارجۀ کشورهاي ساحلي آماده کرده اند، به تصويب برسد. در اين سال ها، ده بار وزراي خارجۀ کشورهاي عضو به صورت جمعي با يکديگر در مورد وضعيت حقوقي درياي خزر ملاقات کرده اند و پنج بار رهبران کشورهاي حاشيه خزر؛ ۱۹۹۲ در تهران، ۲۰۰۲ در عشق آباد، ۲۰۰۷ در تهران، ۲۰۱۰ در باکو، و حالا در ۲۰۱۸ در آکتائو با هم ديدار داشته اند. وزيران امور خارجه يک روز قبل از اجلاس تلاش مي کنند تا آخرين هماهنگي هاي لازم بين کشورها براي توافق بر سر کنوانسيون را به نتيجه برسانند.

پس از ۲۲ سال، به نظر مي رسد که، هرچند تفاوت ديدگاه ها همچنان باقي است، نظرهاي کشورها به نوعي به همگرايي با يکديگر نزديک شده است. به خصوص روابط ايران و روسيه در بهترين وضعيت دورۀ پس از فروپاشي اتحاد شوروي قرار دارد و روابط ايران و جمهوري آذربايجان با ۷ بار ملاقات رؤساي جمهور دو کشور در ۴ سال اخير به سطحي گرم و مناسب رسيده است. بنابر اظهارنظر رسانه هاي روسي، دولت روسيه پيش نويس کنوانسيون وضعيت حقوقي درياي خزر با آذربايجان، ايران، قزاقستان و ترکمنستان را تأييد کرده است. در متن پيش نويس کنوانسيون پيشنهاد شده است که کنارۀ دريا و عمق درياي خزر به بخش هاي مختلف تقسيم شود. هر دولت حق ايجاد يک منطقۀ ماهيگيري به طول ۱۵ مايل دريايي در مجاورت آب هاي محلي خود را دارد. آيا اين همان آب هاي سرزميني مندرج در حقوق بين الملل درياها براي درياهاي آزاد است؟ اگر اين طور باشد، به نظر مي رسد که با حقوق داخلي ايران و مصوبه مجلس شوراي اسلامي براي عرض آب هاي سرزميني کشور در درياهاي آزاد مطابقت دارد. ادعا مي شود ۹۰ درصد از پيش نويس کنوانسيون، مورد توافق همه طرف ها قرار گرفته است.

نکات و پيشنهادهاي سياستي

۱. مسئلۀ مالکيت بر منابع طبيعي. دربارۀ منابع طبيعي مشترک در جهان مبحثي وجود دارد که مالکيت و حاکميت را به عنوان دو پديدۀ کاملاً جدا از هم مي بيند. به عنوان نمونه، اين گزاره که اقيانوس آرام متعلق به ايالات متحدۀ آمريکا است و يا اقيانوس هند متعلق به هند است، معنايي ندارد. طنز اين موضوع هم اين است که اگر دريا يا اقيانوسي متعلق به يک کشور است، آيا آن کشور مي تواند تمام آب هاي موجود در آن را به جاي ديگري منتقل کند؟ اقيانوس ها، درياها، و درياچه ها منابع طبيعي مشترک دنيا هستند. اگرچه انسان‎ها و کشورها، به خصوص کشورهاي استعمارگر، با طمع ورزي از ابتدا به دنبال بهره برداري بيشتر از منابع طبيعي بودند، اما باز موضوع مالکيت و بهره برداري از هم مجزاست. استفاده از يک دريا يا درياچه مي تواند در اختيار يک يا چند کشور باشد، اما مالکيت به معنايي که ما درمورد کالاهاي اقتصادي در نظر داريم، به نظر مي رسد غير عادي است. به خصوص دربارۀ درياها که انسان سابقۀ درخشاني در آن دارد؛ به اين معنا که رژيم حقوقي حاکم بر درياها يکي از دستاوردهاي موفقيت آميز انسان است که با هيچ بخش ديگري قابل مقايسه نيست. در هر لحظه، کشتي هاي بازرگاني و تجاري و حتي کشتي هاي نظامي ايران مي توانند تا اقيانوس آرام و اطلس و تا نزديکي آب هاي ايالات متحدۀ آمريکا بروند و اين عبور بي ضرر براي همۀ کشورها و همۀ حاکميت ها به رسميت شناخت شده است. کشتي ها و زيردريايي هاي متعددي در خليج فارس وجود دارند، درحالي که همه مي دانند حاکميت در تنگۀ هرمز متعلق به ايران و کشور مقابل تنگه، يعني عمان است. بنابراين، نبايد در مورد مالکيت بر آب هاي درياي خزر اصرار کرد.

۲. رويکرد آذربايجان. آذربايجان بيش از همه در مورد درياي خزر مدعي است. در گذشته، بيشترين مخالفت با هرگونه تفاهم مبتني بر ادامۀ روش هاي گذشته بين ايران و شوروي را، نمايندۀ جمهوري آذربايجان خلف خلف اف داشت. دليلش هم شايد اين باشد که آذربايجان کشوري تازه بنياد است که ابتداي سال ۱۹۹۲ مستقل شده و تا سال ۱۹۹۴ وارد جنگي تمام عيار با ارامنۀ قره باغ و جمهوري ارمنستان شده است. به هرحال، يک پنجم خاک آذربايجان توسط نيروهاي ارمني اشغال شده است. بنابراين شايد بتوان توجيه کرد که کشوري که به خاکش تجاوز شده، حساسيت بيشتري به اين بخش از سرزمينش نسبت به ساير مناطق خود دارد.

۳. خزر؛ درياچه يا دريا؟. همچنان مسئله مرغ و تخم مرغ مطرح است. آيا خزر دريا است، يا درياچه؟ اگر آن را درياچه، يعني پهنه آبي که به آب هاي آزاد راه ندارد، فرض کنيم، رژيم حقوقي آبي آن براين اساس است که اگر درياچه داخل يک کشور باشد، چگونگي استفاده از درياچه به آن کشور مربوط است و مي تواند از آن بهره مند شود. اما اگر بين چند کشور باشد، رژيم حقوقي آن به دو روش قابل بررسي است. روش اول «اصل تفاهم» است. يعني طرفين تفاهم مي کنند که چگونه از اين درياچه استفاده کنند. مثلا بين قزاقستان و ازبکستان درياچۀ «آرال» قراردارد. البته بخش هايي از درياچه، الان در ازبکستان نيست و علتش ابتکار استالين است که در بيابان ها زه کشي کرد و باغ هاي پنبه درست کرد که مسائل محيط زيستي بسيار عجيبي دارد. روش دوم «اصل انصاف» يا «اصل نصفت» است. آنهايي که به تفاهم نمي رسند به ديوان بين المللي دادگستري مراجعه مي کنند. تاکنون چندين موضوع به آنجا رفته است. نتيجۀ دادگاه اين بوده که بقيه کشورها به آن کشوري که گوشه تر است و دسترسي کمتري دارد، کمک مي کنند تا بتواند دسترسي بهتري داشته باشد. مثلاً، خليج «فونسکا» بين «هندوراس»، «السالوادور» و «نيکاراگوئه» در کنار اقيانوس آرام در آمريکاي مرکزي قرار دارد. هندوراس در يک گوشه قرار دارد و دو کشور ديگر به دليل اينکه جزايري داخل درياچه دارند، گفتند ما آب هاي سرزميني مان بيشتر است. آن دو کشور رأي ديوان دادگستري را قبول کردند و آب بيشتري به هندوراس براي دسترسي دادند. در مورد درياي خزر، شکل ساحل و تقعر شديد آن حکم مي کند که بقيه کشورها به اين موضوع توجه کنند و حق استفادۀ بيشتري براي ايران قائل شوند. اما اگر خزر دريا است، يعني به درياهاي آزاد دسترسي دارد، رژيم منتج از کنوانسيون حقوق بين الملل درياها مصوب ۱۹۸۲ جامائيکا از جمله اصل عبور بي ضرر بر آن حاکم است. براساس اين اصل هر کشور، بر ۱۰ تا ۱۵ مايل آب هاي کنار ساحل حاکميت بلامنازع داشته و بقيۀ آب ها براي کشتيراني آزاد است. و همۀ کشورها مي توانند تردد کنند. در درياي خزر، ايران و روسيه مايل نيستند کشورهاي ديگر با پرچم خودشان در اين دريا بحرپيمايي کنند؛ چون همۀ کشورها يعني ترکيه و آمريکا هم مي توانند بيايند. اين همان جايي است که روسيه و ايران به شدت مانع آن مي شوند، ولي آذربايجان و قزاقستان از آن استقبال مي کنند. دسترسي هاي درياي خزر از دو طريق است. يکي از طريق کانال ولگا-دن که رود ولگا را به رود دن و درياي آزوف و درياي سياه وصل مي کند؛ يکي هم از طريق سرشاخه هاي رودخانه ولگا به درياي بالتيک. اگر بگوييم که اولي مصنوعي است و دومي در اکثر اوقات يخ زده است، بنابراين خزر يک درياچه است و هيچ راهي به درياي آزاد ندارد، همسايه ها بايد بنشينند و بين خودشان به يک رژيم حقوقي متفق اليه برسند.

۴. خواستۀ قزاقستان. از ۱۹۹۲ تا به حال، جمهوري آذربايجان و قزاقستان مايل هستند که اينجا درياچه ناميده و بنابراين تقسيم شود. قزاقستان مي گويد بياييد به حقوق بين الملل درياها بپردازيم. حقوق بين الملل درياها در جاهايي که مسئله خيلي تنش زا مي شود، از چيزي به نام خط منصف استفاده کرده است. خط منصف يعني نقاطي از ساحل را به صورت عمودي به هم وصل کنيد و وسط اين ها را در نظر بگيريد. بنابر پيشنهاد قزاقستان که مي گويد از حقوق درياها استفاده کنيم، محدودۀ آب هاي سرزمينيِ ايران چيزي حدود ۱۳ و ۶ دهم درصد مي شود. محدوده آب هاي سرزميني قزاقستان هم حدود ۲۸ و چهار دهم درصد مي شود؛ چون ساحل اين کشور حالت محدب دارد و ساحل ما حالت مقعر دارد. براساس خط منصف، ساحل قزاقستان بيش از ساير کشورها است. اينجا است که اصل نصفت مطرح مي شود. کشوري که از ديرباز از اين دريا استفاده کرده است با روش حقوقي خط منصف بشدت زيان مي بيند.

۵. رويکرد روسيه. روسيه در ابتدا مي گفت که اين يک درياي مشترک است و بهتر است همان رژيم حقوقي گذشته منطبق بر ۶ مارس ۱۹۲۱ (يعني پيمان مودت مابين جمهوري شوروي سوسياليستي روسيه و دولت ايران) باشد. روس ها از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ حرفشان اين بود که بهتر است به معاهدات گذشته رجوع کرد. وزارت خارجه و وزارت انرژي روسيه بر بوريس يلتسين، رئيس جمهور پس از فروپاشي شوروي، فشار آوردند. علت اصلي فشار وزارت انرژي روسيه اين بود که سال ۱۹۹۴ قراردادي به نام قرارداد قرن بين حيدر علي اف، رئيس جمهور وقت آذربايجان، و رئيس شرکت بريتيش پتروليوم امضا شد. با اين قرارداد، «بي پي» در آذربايجان فعال شده و سه حوزۀ نفتي مهم (به نام آذري، گونشلي و چراغ) را که از دورۀ اتحاد شوروي نفت صادر مي کردند، دوباره توسعه داد و حدود ده ميليارد دلار هزينه کرد. مجدداً يک بار ديگر ۱۵ ميليارد دلار هزينه کرد و اخيراً ۴۰ ميليارد دلار و تا سال ۲۰۲۴ «بي پي» در آذربايجان جمعاً حدود ۱۳۰ ميليارد دلار سرمايه گذاري مي کند. اين نشان مي دهد که چقدر اين سه حوزه پر بازده است. وزارت انرژي روسيه به بوريس يلستين مي گفت: در جمهوري آذربايجان، که از ضعيف ترين جمهوري هاي اتحاد شوروي بوده، در يک مورد، ده ميليارد دلار سرمايه گذاري شده است، ولي وقتي ما به غربي ها مي گوييم بياييد در روسيه سرمايه گذاري کنيد، مي گويند تا مسائل حقوقي تان را حل نکنيد ما نمي آييم. از همين رو، روسيه نيز به سمت رژيم حقوقي تقسيم خزر متمايل شد. از سال ۱۹۹۷، يعني در دورۀ سيدمحمد خاتمي و بوريس يلستين، دو کشور به بحث تقسيم پرداختند. حتي توافقي بين مرتضي سرمدي، معاون وزير خارجه وقت ايران، و پاستوخوف، معاون وزير خارجۀ روسيه، برقرار شد که سهم ايران و بقيه هرکدام از کشورها از آب هاي خزر ۲۰ درصد باشد. پس از آن، رؤساي جمهور آذربايجان و قزاقستان معترض شدند. آن ها مي گفتند بعضي کشورها ساحل بيشتري دارند، برخي کمتر؛ پس اين ۲۰ درصد از کجا آمده است. آذربايجان و قزاقستان آنقدر فشار وارد کردند که وقتي يوگني پريماکوف در روسيه، به عنوان نخست وزير، سرکار آمد، گفت همان قاعدۀ مشاع مطابق دورۀ اتحاد شوروي باشد، بهتر است. روسيه معتقد بود که بستر دريا و استفاده از منابع نفت و گاز درياي خزر مطابق رژيم حقوقي تقسيم بر اساس خط منصف باشد؛ اما ديگر موارد شامل سطح آب دريا، کشتيراني، محيط زيست و فضاي ماوراء درياي خزر و ماهيگيري بر اساس کاندومينيوم باشد. شايد به دليل آنکه روسيه هميشه مايل به دسترسي نظامي به جنوب درياي خزر بوده، به خاطر دسترسي راحت تر به روس هايي که در ازبکستان و تاجيکستان يا ارمنستان حضور دارند. همچنان روسيه نگران ارمنستان است که در فشار بين آذربايجان و ترکيه ممکن است براي اين کشور اتفاقي بيفتد. در جريان بحران سوريه نيز، روسيه از جنوب درياي خزر ۲۶ موشک را به سمت استان ديرالزور سوريه مقر داعش شليک کرد. رژيم خزر در دورۀ پريماکف در ۱۹۹۸دوگانه شد: در سطح، مشاع و در بستر، تقسيم. در دولت بعدي در ايران، براي محمود احمدي نژاد خيلي مهم بود که ولاديمير پوتين براي شرکت در اجلاس سران درياي خزر به ايران بيايد. وقتي ولاديمير پوتين براي شرکت در اجلاس رؤساي درياي خزر به ايران آمد، در نتيجۀ نهايي نوشته شد رژيم حقوقي درياي خزر مبني بر مشاع است ولي در بستر تقسيم مي شود. درحالي که ايران هيچ گاه رژيم دوگانه را قبول نکرده بود. محمود احمدي نژاد اين بند را قبول کرد و در جلسه اي که نظربايف گفت که رژيم مشترک ۱۹۲۱ و ۱۹۴۱ مرده، احمدي نژاد جوابي نداد، اما هفتۀ بعد، وزارت خارجه ايران اعلام کرد که از نظر اين کشور رژيم مشاع ملاک است. در اظهارنظرها و مواضع کشورهاي ديگر ساحلي نوعي تداوم بشمار مي رود. در آذربايجان از ابتدا تاکنون خلف خلف اف مسئول پروندۀ خزر بوده و هست. در کشور ما، به دليل تغييرات در سطح دولت که حداقل هر ۸ سال يک بار انجام شده است، هم در محتوا و هم در فرم و هم در نحوۀ اعلام رسانه اي تغييرات قابل ملاحظه اي انجام شده است.

۶. مسئلۀ امنيت خزر. در مورد حضور نظامي تاکنون چند روش پيشنهاد شده است. يکي از آن ها پيشنهاد غيرنظامي شدن درياي خزر است که آيت الله خامنه اي، در سفرشان به بندر انزلي در سال ۲۰۰۱، مطرح کردند. دومي ايجاد نيروهاي دفاعي درياي خزر (CASFORCE)، متشکل از برخي از نيروهاي نظامي کشورهاي ساحلي است و روسيه آن را پيشنهاد داده است. آذربايجان و قزاقستان با مشارکت در پروژۀ مشارکت براي صلح ناتو (PfP) به سازوکارهاي غيرمنطقه اي گرايش دارند. برخي از صاحب نظران ايراني پيشنهاد مي کنند که ايران اين بار بر روي نهاد امنيت جمعي خزر تأکيد کند. بايد ديد که اين پيشنهاد چه مقدار با مواضع قبلي ايران تفاوت دارد. گرچه همچنان غرق شدن ناوچه ايراني در نزديکي انزلي بررسي بيشتري را مي طلبد.

۷. مسئلۀ انرژي. در بخش انرژي، متأسفانه مسئولان وزارت نفت به درياي خزر توجهي نکرده اند و نمي کنند. چه خوب است که شرکت نفت خزر (کيپکو) سياهه اي از پروژه هاي انجام شده در درياي خزر را ارائه مي داد. دکل هاي ايراني در درياي خزر از فرط بيکاري براي شرکت هاي طرف قرارداد با ترکمنستان کار مي کنند. در فروردين ۱۳۹۷ زماني که ايران مي خواست يکي از پروژه هاي نفتي خود را فعال کند با مخالفت شديد ترکمنستان روبرو شد.

۸. کريدور شمال و جنوب. يکي ديگر از نکات مهم در درياي خزر مسئلۀ کريدور شمال- جنوب است. اين کريدور اقتصادي روابط تجاري مابين اروپا و آسيا و خصوصاً مابين روسيه، آذربايجان، ايران و هند را تسهيل مي کند. بخش مهمي از اين کريدور در ارتباط با خط آهن داخل سرزمين ايران است. اگر خط آهن قزوين ـ رشت ـ آستارا تمام شود، هزينه حمل بار ريلي خيلي کمتر از حمل بار فعلي از خزر مي شود، يعني حدود نصف مي شود. در صورت تکميل زير ساخت ها و سکوهاي راه آهن و پلتفورم هاي کريدور شمال جنوب، اهميت درياي خزر به لحاظ حمل و نقل کالا کمتر مي شود. ترديدي در اين نيست. اما اگر فکر کنيد که رژيم حقوقي درياي خزر اين کريدور را به طور اساسي متحول مي کند، چنين نيست. هيچ کشتي نيست که امروز به خاطر نبودن رژيم حقوقي مورد توافق، جايي در خزر متوقف شده باشد.

۹. پاره اي از اختلاف نظرها. در بين صاحب نظران ايراني، اختلاف اساسي بر سر اين مسئله است که آيا منافع ايران با يک توافق مورد اتفاق ديگر کشورهاي ساحلي در اين اجلاس بهتر حفظ مي شود و يا اينکه اين بار هم مانند دفعات گذشته، هيأت نمايندگي ايران تلاش کند تا حصول توافق به جلسات آينده موکول گردد. کشورهاي آذربايجان، قزاقستان و ترکمنستان براي رسيدن به توافق بر سر رژيم حقوقي درياي خزر بيشتر از ايران و روسيه عجله دارند؛ شايد به خاطر آغاز دو خط لوله موسوم به ترانس کاسپين، يکي از بندر ترکمن باشي تا سنگ چال در نزديکي باکو براي صادرات گاز ترکمنستان، و ديگري از بندر آکتائو تا سنگ چال براي صادرات نفت خام قزاقستان. واقعيت آن است که دو خط لوله بزرگ باکو-تفليس-جيهان و باکو- تفليس- ارزروم با توليد نفت خام و گاز طبيعي جمهوري آذربايجان پر نمي شود و سرمايه گذاران اين دو خط بر روي انتقال نفت و گاز آسياي مرکزي به قفقاز و نهايتاً به درياي آزاد از مدت ها پيش برنامه ريزي کرده اند. ترکمنستان نيز با نداشتن دسترسي به آب هاي آزاد در حال حاضر مجبور است که گاز توليدي خود را به روسيه، چين و ايران بفروشد. اما دو نکتۀ ديگر نيز بايد در نظر گرفته شود. يکي، وابستگي شديد ترکمنستان به چين که در خطوط لولۀ متعدد گازي در آسياي مرکزي از ترکمنستان به چين منعکس است، مي تواند روسيه را نرم کند که به يک خط لولۀ گازي محدود از بستر درياي خزر اجازه دهد. دوم، آذربايجان همواره ترکمنستان را رقيب خود در صادرات نفت و گاز دانسته و دو کشور سال ها است که بر سر منابع خزر مرکزي از جمله «عثمان» و «کاپاز» اختلاف دارند؛ اما براي آذربايجان واردات چيزي حدود ۱۰ ميليارد متر مکعب گاز در سال از ترکمنستان مي تواند دست بالا را در صادرات به گرجستان و پرکردن خط لولۀ ترانس آناتوليا (TANAP)در ترکيه داشته باشد. در وضعيت کنوني، روسيه و ايران مخالف هرگونه خط لولۀ انتقال انرژي و همچنين کابل هاي برق و مخابرات از بستر درياي خزر هستند. علت مخالفت نيز اکثراً مسائل زيست محيطي و نبود يک توافق جامع در مورد مالکيت بستر در پهنۀ آبي خزر عنوان مي شود. کنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر که در ۲۰۰۳ توسط همه کشورهاي ساحلي امضا شد، در مورد حفظ و توسعۀ پايدار محيط زيست درياي خزر جامع و کامل است. در پيش نويس کنوانسيون حقوقي جديد منتشره توسط روسيه حقوق کشورها مبني بر ساخت و انتقال نفت توسط خطوط لوله به رسيمت شناخته شده است، اما حتماً بايستي ضوابط و استانداردهاي زيست محيطي مورد تاييد کشورهاي واسط را داشته باشد.

۱۰. خطوط مبدأ. عدم توافق بر سر خط مبدأ آب هاي کشورها در درياي خزر را يکي از اختلافات کشورها مي دانند. اگر چنين باشد، اين بدان معناست که تقسيم درياي خزر مورد موافقت کشورها قرار گرفته است. در اين صورت، عدم تفاهم بر سر خط مبدأ به معناي وجود اختلاف نظر در بخش جنوبي درياي خزر است. در بخش شمالي روسيه، قزاقستان، و جمهوري آذربايجان، هم به صورت دو به دو و هم سه جانبه، تحديد حدود مرزهاي آبي خود را بين سال هاي ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳ انجام داده اند. در آن زمان سه کشور بر اساس روش خط منصف به نتيجه رسيدند و چون در بين قزاقستان و روسيه، مرزهاي آبي جديد با فعاليت هاي نفتي در دوره شوروي و سال هاي پس از آن همخواني نداشت به روش خط ميانه اصلاح شده پرداختند. بنابراين، مشخص نکردن وضعيت موقعيت دقيق خطوط مبدأ در ساحل هر کشوري به معناي آن است که کارشناسان کشورهاي حاشيه خزر به نوع ظريفي از مسئلۀ مورد اختلاف گذشته اند. در زمان اجراي کنوانسيون، احتمالا توافقات دوجانبه و سه جانبه مانند آنچه که بين روسيه و قزاقستان و آذربايجان در گذشته انجام شده، مورد عمل واقع خواهد شد.

۱۱. رويکرد مناسب براي ايران. توافق ايران با دو همسايۀ بلافصل خود، يعني ترکمنستان و آذربايجان، مي تواند در کنار همکاري هاي پنج جانبۀ کشورهاي ساحلي درياي خزر به پيش رود. روسيه در شمال درياي خزر با همسايگاني که مرز آبي مشترک دارد، به تفاهم رسيده است. اگر اين بار کشورها به نتيجه برسند، مزيت هاي متعددي براي کشورهاي ساحلي به بار خواهد آورد. از جمله حفاظت از محيط زيست اين پهنۀ آبي يکتا به صورت جدي تري مي تواند محقق گردد. در عين حال، حفظ امنيت در دريا و نقاط پيراموني مي تواند به صورت قابل توجهي ارتقا يابد. محدود بودن تردد کشتيراني با پرچم کشورهاي ساحلي مي تواند ادامه يابد. اين که اکنون موضع ايران چيست، خود يک بحث جداگانه اي مي طلبد. اما واقعيت آن است که ايران براي رسيدن به اهداف مندرج در سند چشم انداز، بايد اقدام به توسعۀ همکاري هاي خود با همسايگان کند. وضعيت روابط ايران با کشورهاي ديگر در صحنۀ روابط بين الملل آن طوري نيست که دست ايران براي به حداکثر رساندن منافع خود حتي به بهاي کم کردن دوستان خود باز باشد. روابط متشنج و يا عدم روابط ايران با برخي از کشورهاي خليج فارس و وضعيت تقابل با ايالات متحدۀ آمريکا، ايران را به مصلحت انديشي واداشته تا با کشورهاي همسايه در شمال داراي روابط بهتري باشد. اين به معناي آن است که اگر در آکتائو ايران امتيازاتي را به نفع رسيدن به يک مصالحه بدهد، در مجموع، به مصلحت کشور است. وضعيت در خليج فارس، به دليل تعدد بازيگران و موضوعات، پيچيده است. درحالي که در درياي خزر تعداد بازيگران کمتر است و کشورها عموماً با ايران و تمدن ايراني سر سازش دارند. نظر شخصي من آن است که با ديگر کشورها مراعات کنيم و آنچه با منافع ملي ايران به صورت حداقلي هم جهت است، بپذيريم و روابط خود را با کشورهاي ديگر توسعه دهيم. نبايد فراموش کرد که در نوشته هاي برخي از استراتژيست هاي آمريکايي آمده است که از معدود نقاطي که آمريکا کمتر نفوذ دارد، درياي خزر است.

مسئلۀ انعکاس مذاکرات اجلاس و چگونگي سخن گفتن با عموم جامعه نيز مهم است. در حالي که مصوبۀ دوماي روسيه در مورد درياي خزر در اختيار همگان است، شايد مناسب باشد که جامعۀ ايران نيز از مفاد پيش نويس رژيم حقوقي درياي خزر مطلع گردد.

عباس ملکی؛ دانشیار سیاست گذاری انرژی در دانشگاه صنعتی شریف

نظرات


نظر شما چيست ؟

- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد، منتشر نخواهد شد.

- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد، منتشر نخواهد شد.

- انعکاس نظر مخاطبین، به منزله تایید آنها از سوی ترکمن نیوز نیست و صرفاً به منظور احترام به نظر کاربران صورت می گیرد.

جدیدترین خبرها
جستجو
تبلیغات